تبليغاتX
حرکت قلم

 

http://negahedigar. blogfa.com/ post-100. aspx

اساتید برجستهء ایرانی طالب آزادی زندانیان بهائی شدند

 

تورونتو، اونتاریو، 3 ژوئن 2008 (سرویس خبری بهائی کانادا) – پنج تن از رهبران ایرانی اندیشه مقیم توروتو از دبیرکلّ سازمان ملل متّحد خواستند برای آزادی بهائیانی که سه هفته قبل دستگیر شدند اولیاء حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد. آنها اگرچه خودشان اعضاء جامعهء بهائی نیستند، در نامه‌ای با عباراتی متین و متقن در خصوص بازداشت‌ها همراه با سایر موارد نقض حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی نمودند.

این پنج تن عبارتند از پروفسور امیر حسنyahoo@gwynn99362 0 2 com.yahoo@gwynndambly 0 1 com.yahoo@gwynndol 0 1 com.yahoo@gwynn � استاد محقّق برجستهء ایرانی کردی‌تبار در دانشگاه تورونتو؛ هایده مغیثی، بانی اتّحادیه ملّی ایرانی زنان قبل از ترک ایران در سال 1984، جامعه‌شناس برجسته در دانشگاه یورک و مؤلّف سه جلد کتابهای "زنان و اسلام"، "نهضت طرفداری از حقوق زن و بنیادگرایی اسلامی" و "مردم‌گرایی و طرفداری از حقوق زنان در ایران" که توسّط روتلج، انتشارات دانشگاه آکسفورد و انتشارات مک‌میلان انتشار یافته است؛ شهرزاد مجاب، مؤلّف و مدیر مؤسّسه مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه تورونتو؛ سعید رهنما، که مفسّر مطبوعات، استاد علوم سیاسی در دانشگاه یورک و مدیر پیشین دانشکدهء سیاست و ادارهء امور عمومی؛ و محمّد توکّلی طَرقی، مؤلّف مقالات و کتب متعدّد از جمله "شکلی تازه بخشیدن به ایران: شرق‌شناسی، غرب‌شناسی، تاریخ‌نگاری ناسیونالیستی"، و استاد تاریخ و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه تورونتو. متن نامهء آنها ذیلاً نقل می‌گردد:

دوشنبه، دوم ژوئن 2008

جناب آقای بان کیمون، دبیرکلّ محترم سازمان ملل متّحد

عالیجناب

ما، دانشگاهیان کانادایی ایرانی‌تبار نگرانی خود از بازداشت مدیران جامعهء بهائی ایران که دو هفته قبل صورت گرفت، کتباً ابراز می‌داریم. اگرچه خود ما اعضاء جامعهء دینی مزبور نیستیم، امّا به عنوان ایرانی بر این باوریم که قابل قبول نیست که رژیم حاکم بر ایران نه محلّ بازداشت نفوس دستگیر شده را اعلام نماید نه اتّهامات رسمی را که دستاویز بازداشت آنها است بیان کند.

این جدید‌ترین اهانت به حقوق بشر پذیرفته شده در سراسر جهان به فهرست در حال افزایش موارد نقض حقوق بشری افزوده می‌شود که توسّط حکومت ایران علیه اقشاری که صرفاً مایلند فرصتی برای سعادت و آبادانی ایران به دست آورند ارتکاب شده است: یعنی روزنامه‎نگاران، رهبران دانشجویی، کسانی که برای پیشبرد حقوق زنان فعّالیت می‌کنند، رهبران کارگری، و سایر اعضاء آنچه که باید جامعهء مدنی پرتحرّک ایران باشد.

به قراری که اطّلاع داریم، در جدیدترین واقعه، روز چهارشنبه 14 مه 2008 مأمورین وزارت کشور ایران به منازل شش تن از هفت عضو گروهی که به هماهنگی امور جامعهء بهائی می‌پردازد، هجوم برده آنها را دستگیر کردند. این گروه، از زمان غیرقانونی اعلام شدن تشکیلات بهائی در سال 1983 تا کنون با اطّلاع حکومت ایران مشغول فعّالیت بوده است. هفتمین عضو اوایل ماه مارس دستگیر شده بود.

معتقدیم که جامعهء بین‌المللی، بخصوص از طریق دوایر سازمان ملل متّحد باید آنچه را که در توان دارد به کار برده اولیاء حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد تا صیانت از حقوق بشر جهت امنیت و آزادی کلّیه مردم ایران را برقرار نماید.

تقاضا داریم که مقام دبیر کلّ اقدام عاجل به عمل آورده طالب آزادی مدیران جامعهء بهائی گردد و، شاید با مساعدت نهادهای مرتبط سازمان ملل متّحد که در اختیار اولیاء حکومت ایران قرار می‌گیرد، منطبق با میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران از جمله امضاءکنندگان آن است، در جهت حفظ حقوق بشر سایر گروه‌هایی که در حال حاضر در ایران تحت حمله قرار دارند اقداماتی به عمل آید.

 با احترامات فائقه

پروفسور امیر حسن‌پور، دانشگاه تورونتو

 پروفسور هایده مغیثی، دانشگاه یورک

پروفسور شهرزاد مجاب، دانشگاه تورونتو

 پروفسور سعید رهنما، دانشگاه یورک

پروفسور محمّد توکّلی طرقی، دانشگاه تورونتو

گیرندگان رونوشت:

عالیجناب استفن هارپر، نخست وزیر کانادا

ریاست جمهوری اسلامی ایران، توسّط سفارت جمهوری اسلامی ایران

نمایندهء ایران در سازمان ملل متّحد، عالیجناب سفیر، آقای محمّد خزائی

هیأت نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در ژنو، عالیجناب سفیر آقای علیرضا معیوری

دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر، بانو لوئیز آربور

شورای حقوق بشرسازمان ملل متّحد

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 9:57 |
 حکایت احولی ما

حکایت احولی ما 

بسیاری از ما با داستانهای مثنوی مولانا، دانسته یا نادانسته، مانوسیم و شاید این داستان را شنیده یا خوانده باشیم که اوستایی ، شاگردی احول(دوبین) داشت و او را پی آوردن کوزه ای فرستاد. شاگرد می پرسید کدام کوزه؟ اینجا دو کوزه است و چون می خواهد یکی از کوزه ها را بشکند،می بیند که هر دو را شکسته. در اینجاست که اوستا براو  می تازد که عیب خود را که احولی ست بشکن و دوا کن. کوزه را چرا می شکنی؟

حال حکایت ما هم همین است. عیب احولی خود را به دوئیت کوزه می افکنیم وجای آنکه بیماری وهم و گمان خود را که عامل کثرت و تفرقه است، به یگانگی یقین برسانیم، حقیقت را به قیرنادانی اندوده می کنیم.

آنچه که دوبینی ها را دوا می کند و صحت می بخشد، آگاهی ست. اول آگاهی از دوبینی خویش، بعد پذیرفتن بیماری خود . آنگاه مراجعه به طبیب حاذق.

اما در کشور ما هنوز خیلی ها باور به دوبینی خویش ندارند و هرگز هم نمی خواهند به یکتا بینی برسند. در بیماری خویش ، خوشند . یا به جای پزشک، به بقال مراجعه می نمایند یا جای دارو، هلاهل به دهان می کنند. می پندارند چون هر چه غیر ایشان است از میان برود ، آنان نیز دوا می پذیرند ولی هیهات که  نقص تا به کمال نرسد و درمان نپذیرد، با هر عامل بیرونی بار دیگر یا به شکل دیگر، جلوه می کند. اندیشه ای که تاب تحمل اندیشه ای دگر را نداشته باشد ، احول است. خود را می بیند و دوچندان که هست می یابد و بی عیب و نقص؛ و چون در دیگران نظر می کند، سراپا ایراد و خطا می بیند و هاله ای توهم آمیز از حقیقت را دراومی یابد.

گوشی که توان شنیدن کلام غیر خود را ندارد، ناشنواست . چو حکایت آن مرد کر است که به عیادت همسایه بیمار خود می رود و ناشنیده جواب می دهد و ناسزا می گوید.

حال کافیست در ایران- سرزمین آزاده مردمان!- بگویی بهایی هستی(البته روی صحبتم با کسانی ست که برای رفع سوالات ذهنی خویش در پی کسب آگاهی حقیقی نمیروند.)، همگان همه چیز می دانند و می خواهند تو را ازاشتباه درآورند. آنچه شنیده یا خوانده اند، صحیح یا غلط ، جزو باورهای خود نموده اند . از کجا این آگاهی به دست آمده و از کدام بازار خریده شده یا از منبر کدام عالم دینی به گوششان رفته خدا می داند؟

کتاب فروشی ها که یک کتاب از آثار بهایی یا نویسندگان بهایی یا غیر بهایی از حقیقت این آیین ندارند و هرچه دارند نگاشته ردیه نویسان و غرض ورزان است و بیچاره کسی که بخواهد بی طرفانه از این دیانت اطلاعی کسب کند.

رسانه ها که جای بازتاب حقیقت ، چو آینه ای کج و معوج و زنگار گرفته اند که واقعیتهای اجتماعی وعقاید را اشتباه و نادرست به نمایش می گذارند و چون رسانه ای حقیقت را بی نقاب و غبار ارائه کند، یا توقیف می شود یا تگرگ تهمت و افترا بر وجودش باریدن می گیرد. کافیست یک روشنفکر حقیقی(  تاکید می کنم حقیقی زیرا این صفت تنها لایق نام کسانی ست که اندیشه شان به نور انصاف و حقیقت روشن شده و با هر وزش بادی خاموشی نمی گیرد)، بی هیچ جانبداری و یا آگاهی از عقاید بهاییان، از حقوق شهروندیشان دفاع کند؛ هزار شمشیر غیرت و کینه از نیام بغض به در می آید و چکاچک توهین و ناسزا بر سر و رویش فرود می آید و چوب تکفیر که همیشه در آستین کژ اندیشان و خشک مغزان نهان است، عیان می شود و عده ای را نیز به دنبال خویش می کشاند و هیاهو به پا می کند.

حال پرسش من اینست آیا وقت آن نرسیده که برای آگاهی از عقیده ای که درسطح جهانی پذیرفته گشته و در تمام کشورهای دنیا پیروانی دارد، به سراغ خود بهاییان رفت؟

  آیا هنگام آن نشده که چشم بند تحجر که به جبر بر چشمها فرو افتاده، به کناری رود و مردمان با چشمان خود نیز به اطراف نظری افکنند؟

آیا زمان آن نیست که قلاده تقلید که قرنهاست بر گردن افکارمردم این مرز و بوم  زخم زده ، به مرهم رهایی و جستجویی آزاد، بهبود پذیرد؟

صحبت من تنها در باب دیانت بهایی نیست. سخن از هر چیز تازه ایست که نادانسته و ناآموخته، زخمی سنگ نابخردان و نا آگاهان می شود؛ کسانی که برای ادامه راه خویش حتما محتاجند در پس کسی راه روند وآزادی فردی و اختیار خرد خویش-بزرگترین هدیه پروردگار- را به چیزی نمی خرند.

ب.ر

 

 


 

Powered by AkoComment!

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 11:54 |
  مقاله ی آقای احمد زید آبادی در سایت معتبر روزآنلاین

مقاله ی آقای احمد زید آبادی در سایت معتبر روزآنلاین  به تاریخ پنجشنبه دوم خرداد به نام  مسئله ی بهائیان ، از جمله مقالاتیست که این روزها به دلیل دستگیری مسئولین اداری جامعه ی بهائیان ایران نوشته ومنتشر شده.

نویسنده ی مقاله ی مسئله ی بهائیان ، گرچه از موارد قانونی حقوق بهائیان به عنوان یک شهروند ـ  مثل داشتن وکیل در زندان ـ  دفاع میکنند و از علماء شیعه برای حل  مسئله استمداد میکنند، اما چند نکته راهم  متذکر میشوند که با توجه به اعتبار حرفه ای و قلم ایشان، و احترامی که شخصا" برای نوشته ها ی ایشان قائلم ،  قابل تامل و پاسخگویی است.

اول اینکه تاکید میکنند که مطالعاتی در زمینه ی بهائیان ندارند.  بنابراین، رجعت به شنیده ها میکنند که :" از زمان شکل گیری بهائی گری داستانهای فراوانی در مورد آیین فکری و ارتباطهای خارجی آنها مطرح بوده و روز به روز هم بردامنه ی آن افزوده شده است.  بسیاری از ایرانیان به بهائیان به چشم گروه های پر رمز و رازی مینگرند که دارای قدرتی پنهان و سر و سری ویژه با کشورهای بیگانه و بخصوص اسرائیلند و از همین رو طرح هر اتهامی را علیه آنان بی اساس نمی دانند . "

 چه حیف که بعد ازگذشت  بیش از صد و پنجاه سال از ظهور پدیده ای به نام دین بهائی یا به قول ایشان "بهائی گری" ـ که خود واژه ایست با باری منفی ـ  آقای زیدآبادی عزیز که کارشناس مساثل خاورمیانه و استاد دانشگاه و... یعنی از فرهیختگان و آموختکان جامعه هستند، به گفته ی خودشان در این زمینه مطالعه ای نداشته اند و ترجیح میدهند به آن" داستانهای فراوان" اتکا کنند. آن هم  با وجود کتابهای فراوان بهائیان که به وضوح توضیح دهنده ی فلسفه و بینش و حتی نظم اداری بهائیست ( همان بخشی که لابد اسرار آمیزش میکند) ، و با وجود پدیده ای به نام اینترنت  ؛ و با وجود درسی به نام مطالعات بهائی در خیلی از دانشگاهای دنیا ؛  و با وجود امکان ساده ی محاسبه ی تاریخ تبعید بهاالله از وطنش ایران به عراق ،بعد به استانبول , ادرنه و سپس به عکا* ، که این آخری امروز در اسراییل واقع شده واما آن روزها منطقه ای در امپراطوری عثمانی بود؛  و صدها امکان دیگر برای خواندن ودیدن و شنیدن .....

ایشان در سطور بعدی  برای رفع هر گونه شبهه و شاید رفع اتهام طرفداری ازهمان "بهائی گری" مینویسند: "من از تبلیغات و تعصبات فرقه ای از جمله از آن نوعی که به بهائیان نسبت میدهند نه فقط دفاع نمیکنم بلکه در منطقه ای که نیازمند همبستگی های ملی مبتنی بر منافع عمومی و عقلانیت تفاهمیست آن را امری آشکارا مضر میدانم. " و متاسفانه  باز هم رجوع میکنند به آنچه که گویا نماینده ی دولت امروز ایران هم  به بهائیان نسبت داده است .اما این که پایداری در داشتن یک عقیده یا احقاق حقوق مدنی چرا همبستگی ملی را بر هم میزند، ایشان  دلیلش را نمینویسند. البته میماند عبارت همبستگی ملی که اگر درست تعریف نشود، و در نهان منظور از آن یکسان سازی عقیدتی باشد، آنوقت اعتراضات دانشجویی ، جنبش زنان ، وبلاگ نویسی ،حق دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت،  دگر اندیشی ، مطبوعات آزاد و ... همه بر هم زننده ی آن همبستگی به غلط تعریف شده است و البته وفادارانه کمک میکند به جامعه ی راکد و خاموش که ایده آل سیاست گذارانی غیر مردم سالار است که مردم را به بیخبری سوق میدهند.

و آخر اینکه میگویند:

"اين همه داغي و ‏حرارت براي ترويج آييني كه توام با تنش سياسي و اجتماعي در كشور بوده است، چه توجيهي دارد؟"

آقای زید آبادی عزیز مزاح میکنید؟ کافیست نگاهی ساده به تاریخ ادیان بیندازید ، همین ابراهیمی هایش را و ببینید از ابتدای ظهور هر دین به ایجاد چه تنش هایی در بین جامعه یا قوم و قبیله و منطقه محکوم شده اند و البته بر مبنای نوع عملکردشان و در طی تاریخ ببینید چگونه احقاق حق کرده اند.

بهائیان مثل پیروان هر دین و آیین و اندیشه ای حق دارند که تبلیغ کنند . این را قانون مدنی جوامع دموکراتیک ـ که بزرگوارانی مثل شما نیز در کنار دیگران برای رساندن سرزمینمان ایران به آن تلاش میکنید ـ تصریح میکند. در جامعه ای که محققینش هنوز به "داستان ها" و "سرو سرّها"ی شنیده اتکا میکنند، چه کار کند بهائی جز روشن گری و گفتن آنچه که واقعا" بوده وهست ؟ و در عین حال نزدیک شدن به قلب ها برای ترویج  این باور که همه  ی انسانها بارهای یک درختند و برگ های یک شاخه .

مهم نیست که من شنونده ی تبلیغ ، بهائی میشوم یا بر دین خودم که در اصول،  منافاتی با دین بهائی ندارد معتقد می مانم .( دعوت میکنم به نگاهی به اصول تمام ادیان،  ابراهیمی و غیر ابراهیمی  ) . و مهم نیست که من شنونده ی تبلیغ اصلا" دلم میخواهد که وارد حوزه ای به نام مذهب بشوم  و یا چون ازتوابع قدرت مذهبیون در هیچ نوعش دل خوشی ندارم، دلم میخواهد بی هیچ واسطه ای  فقط قائل به اخلاقمندی و حرمت انسان باشم. اما لااقل آگاهی من و در نتیجه بیداری وجدانم باعث میشود که فرزند م مرعوب  شنیده ها نشودو اگر همکلاسی اش را به خاطر بهائی بودن و همان توهم سرو سر با اسراییل و ... از کلاس درس بیرون بکشند ، بجای سکوت  اتفاقا"  هر اتهامی را علیه آنان با اساس نداند. همانطور که درهمین فضای اخبار زده ی خارج از ایران ،  وقتی کسی به دوست کوچک عرب مسلمانش توهین میکند یا او را "اسلامیست" میخواند ،  سکوت نمیکند و به حرمت حقیقت ، توهین به هیچ باوری را نمیپذیرد.

به امید رسیدن به همبستگی بی قید و شرط ملی و همراهی روشنفکران برای رسیدن به حقوق انسان.

هستی مرتضایی

* عکای دوران قاجار جایی  بود برای تبعید مجرمان در بده بستان های دولت وقت ایران و عثمانی ؛ بهائیان معتقدند که دست بر قضا در این محکوم کردن، دولتمردان وقت حواسشان نبود که آن منطقه سرزمین مقدس و معهود همه ی ادیان ابراهیمی هم هست و با این تبعید تلخ ، کمک به پیشروی تاریخ میکنند .

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 23:27 |
 واکنشهای ضد و نقیض در خصوص سرنوشت مدیران بازداشت شده جامعه بهائیان ایران

واکنشهای ضد و نقیض در خصوص سرنوشت مدیران بازداشت شده جامعه بهائیان ایران


جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه در حالیکه بعضی از تریبونها و احزاب در هفته گذشته بهائیان بازداشت شده را به جاسوسی برای اسرائیل متهم کرده و خواستار اعدام آنها شده بودند ، سخنگوی قوه قضائیه در مصاحبه با روزنامه همشهری ابراز نمود که این افراد بعلت شرکت درتجمع غیر قانونی به دو سال حبس تعلیقی محکوم شده اند. سایت روزنامه همشهری به نقل از نشست خبری اخیر با علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد :
سخنگوي قوه‌ قضائيه با بيان اينكه از سال گذشته ما شاهد نزول كاهش زندانيان بوديم، از محكوميت شش تن از بهائيان به اتهام اقدام عليه امنيت با شركت در تجمعي غيرقانوني خبر داد و گفت: اين افراد به دو سال حبس تعليقي محكوم شده‌اند.
در طول هفته گذشته امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه این شهر خواستار اعدام انقلابی این افراد شده بود. سایت شبستان خبرگزاری تخصصی حوزه دین این جمله را از آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد و نماینده مجلس خبرگان نقل نموده است :
علم الهدی امام جمعه مشهد وی در ادامه با خبر دستگیری برخی سران بهائی که از جاسوسان اسرائیلی در ایران بودند اظهار داشت: کشورهایی همانند آمریکا ، کانادا، اتحادیه اروپاو... که چشمان خود را بر روی به خاک وخون کشیده شدن بی رحمانه زنان و کودکان مظلوم غزه بسته اند امروز با دستگیری این جاسوسان جنایتکار به صدا در آمده و ادعای عدم حقوق بشر در ایران را سرداده اند.
نمایند مجلس خبرگان با تاکید براین نکته مهم که بهائیت دین نیست افزود: بهائیت نه تنها دین بلکه فکر و عقیده نیز نمی باشد و چگونه ما می توانیم قبول کنیم این سربازان اسرائیلی که دستشان به خون میلیونها انسان بی گناه آلوده است در کشور ما آزادانه قدم زده و با استفاده از یک مشت منحرف سیاسی و دختران هرزه و پسران شهوتران با جمع آوری امضاء برای از بین رفتن قوانین اسلام به هر جنایتی دست بزنند.
وی تاکید کرد: امروز بواسطه قدرت اسلام در مملکت امام زمان(عج) و حاکمیت دینی از راه گفتمان با این شبکه جاسوسی وارد شدن اشتباه است بلکه باید با همه قدرت این جریان شیطانی براندازی شود و با اشد مجازات اعدام انقلابی گردند.
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در واکنشی دیگر از قول حمید رضا ترقی معاون امور بین الملل حزب موتلفه چنین گزارش داد:
ترقی حزب موتلفه"حميدرضا ترقي" روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا، با اشاره به دستگيري تعدادي از اعضاي گروهک ضاله بهائيت به اتهام دست داشتن در اقدام تروريستي انفجار شيراز و همکاري امنيتي با آمريکا در اين زمينه گفت: تا وقتي که بهائيان به مقابله با نظام برنخواسته بودند، مردم نيز با آنان همزيستي مسالمت آميز داشتند.
وي تاکيد کرد: ملت ايران از مسوولان امنيتي و قضايي، مي خواهد که با اين فرقه که عليه مردم و نظام به اقدامات امنيتي و تروريستي روي آورده اند، همانند ساير گروههاي ضد انقلاب همچون منافقين برخورد کند.
عضو ارشد حزب موتلفه اسلامي اظهار داشت:در چند سال اخير بخصوص در دهه اخير فرقه بهائيت در ايران وارد فاز جاسوسي و امنيتي و بويژه تروريستي شده است. ترقي اضافه کرد:اين فرقه با همکاري آمريکا و انگليس در طي اين مدت توانسته تحرکات خود را در داخل کشور به سمت اقدام عليه نظام و در جهت براندازي نظام گسترش دهد.
در تحولی جدید در روزهای گذشته ماموران اداره اطلاعات یزد به مغازه یکی از کسبه بهائی بنام آقای بندی مراجعه کرده و ضمن ضبط تعدادی از کامپیوترهای موجود در مغازه ایشان را به محل نامعلومی منتقل کرده اند.

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 23:22 |
 

هم وطن عزيز ايرانی،

اين نوشته درباره ی ظلم و ستمی ديگر است كه در روز شنبه 4 خرداد ماه 1387، در گوشه ای ديگر از خاك ايران نسبت به بهائيان رخ داده است كه به همراه مقدّمه ای كوتاه گزارش می گردد.

 

ويلاشهر شهركی است كوچك در 30 كيلومتری غرب اصفهان و در كنار شهر قديمی نجف آباد. در منطقه ی ويلاشهر و نجف آباد در حدود 300 خانواده ی بهائی زندگی می كنند. بعد از انقلاب اسلامی، از طرف ارگان های دولتی، زمينی كه بهائيان منطقه ساليان دراز اموات خود را در آنجا دفن می‌كردند و متعلّق به جامعه ی‌ بهائی‌بود، به زور غصب شد و قبرها را خراب كردند و اجساد را با لودر از زير خاك درآورده و به نقطه ی ‌نامعلومی بردند. جامعه ی بهائی برای ساليان دراز مجبور گرديد كه اموات خود را در مكانی بسيار دورتر به خاك بسپارد. در حدود 14 سال پيش در نتيجه ی درخواست های زياد از طرف اين جامعه، از طرف دولت زمينی به جامعه ی بهائی اين منطقه واگذار گرديد و تا سال 1386 بيشتر از 100 نفر در اين مكان به خاك سپرده شده بودند، اما مجدّداً در سال 1386 اين مكان، شبانه و بوسيله ی مأموران دولتی و با ماشين های سنگين به كلّی تخريب گرديد. (فيلم های مستند تخريب اين مكان موجود است) به هر حال، از طرف اداره ی ‌اطّلاعات به جامعه ی‌ بهائی شفاهاً – و نه كتباً كه سندی از خود بر جای گذارند - گفته شد كه ديگر حق ندارد در اين مكان كسی را به خاك بسپارد و عجيب تر اينكه زمينی هم معيبن نگرديد تا بهائيان منطقه اموات خود را در آنجا به خاك بسپارند. به ناچار در دو سه ماه گذشته كسانی كه وفات نموده اند در همين مكان دفن گرديدند. بعد از همه ی ‌اين "عدالت پروری" ها كه در يكی دو سال گذشته شدّت هم يافته است، در روز شنبه 4 خرداد ماه 1387 دو نفر از مسئولين جامعه ی بهائی ويلاشهر به نام های‌هوشمند طالبی و مهران زينی به همراه يكی ديگر از اعضای اين جامعه با نام فرهاد فردوسيان به جرم به خاك سپردن اموات در مكانی كه 15 سال است به خاك سپرده می شدند، توسّط پليس اطّلاعات بازداشت شده و بدون محاكمه در دادگاه به زندان شهر اصفهان منتقل گرديده و وضعيت شان هم اكنون نامعلوم است.

 

هم وطن عزيز، در پايان لازم است ذكر شود كه حتماً می دانيد و يا خوب است بدانيد كه جامعه ی بهائيان ايران بزرگترين اقليّت دينی در ايران است امّا هيچگاه از حقوق مدنی و شهروندی رسمی برخوردار نبوده است. و علی رغم اينكه بهائيان ابداً در درگيری ها و مسائل سياسی داخل نشده و نهايت احترام را هم نه تنها به مقدّسات اسلامی بلكه نسبت به ساير اديان دارند، اما بعد از انقلاب اسلامی بيش از 200 نفر از اعضای اين جامعه فقط به خاطر اعتقادشان تيرباران و حلقاويز گشتند؛ بسياری ساليان دراز در زندان ها به سر برده و می برند؛ هيچ كدام از جوانانش حق ورود به دانشگاه و داشتن تحصيلات عالی را ندارند؛ اطقال، جوانان و نوجوانانش در مدارس با تحقير و آزار و بعضاً ضرب و شتم روبرو هستند؛ همه ی اعضايش از حق استخدام در مشاغل دولتی و يا داشتن بعضی مشاغل آزاد ممنوع هستند؛ تمامی اماكن مقدّسه شان ظالمانه تخريب و زمين هايش به زور غصب گرديد؛ اموال و دارائی های بی شماری از اين جامعه و اعضايش به حكم شرع، غارت شد و ...

 

آری با وجود همه ی اين ستم ها و مظالمی كه بعضاً در هيچ كجای اين كره ی خاكی نمونه ندارد، اما جامعه ی ‌بهائيان ايران در درجه ی‌ اوّل يك هدف و يك آرمان متعالی دارد و تا پای جان در راهش ايستاده است و آن اينكه با تمام توان و نيرو مصمّم است كه برای احيای ايران، بدون تمايلات سياسی، در كنار ديگر هم وطنان عزيز روشن ضمير، آنچه را كه می تواند انجام دهد تا ايران مرده، زنده شود؛ تا ايران ويران، آباد گردد؛ تا ايران تاريك، روشن شود و عميقاً به اين مطلب اعتقاد دارد كه "نشر افكار عاليه، قوّه ی محرّكه در شريان امكان، بلكه جان ِ جهان است"

                                                                         جانتان خوش باد

                                                                           5/ 3/1387   

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 8:18 |
 

 

فاجعه ای دیگر در شیراز: آتش زدن در خانه ی یک بهائی

 

 

ساعت 25 دقیقه مانده به نیمه شب دوشنبه 6 اسفند  1386- شیراز. همه اعضای خانواده چهار نفره «دانا» پس از گذشت یک روز دور هم جمع شده بودند تا در سر میز شام در محیطی محبت آمیز لحظاتی را در کنار هم سپری نمایند. همه چیز آرام بود و خبری ازشلوغی و اضطراب روز نبود.

ناگهان صدای شکستن شیشه و پس از آن یک انفجار بلند آرامش لحظات پیشین را بر هم زد. شعله های آتش تمام ورودی خانه را فراگرفت. صدای یک موتور که سرعت می گرفت شنیده می شد. با هر آنچه در توان داشتم فریاد زدم:«آتش زدند!» پدرم به طرف در دوید. در که باز شد فقط شعله های آتش به چشم می خورد که تا زیر سقف بالا رفته بود. هر کس به سمتی می دوید تا ظرف آبی بیاورد و آتش را خاموش کند. من نیز در همین حال شماره پلیس را می گرفتم و همزمان دنبال ظرفی می گشتم که با آب پر کنم. مادر و برادرم نیز آب می آوردند و پدرم بر روی آتش می ریخت. به سختی می توانستم حرف بزنم اما به هر بدبختی که بود از پشت تلفن برای پلیس توضیح دادم که افرادی ناشناس خانه مان را آتش زده اند و از وی خواستم که هر چه سریع تر به محل مراجعه کنند و جان اعضای خانواده مان را حفظ کنند.

سپس گوشی را قطع کرده ظرف آبی را که دیگر پر شده بود برداشتم و برای کمک به بقیه به طرف در دویدم. خرده های شیشه هر طرف ریخته بود. شعله های آتش همه جا دیده می شد. بر روی دیوار، زمین، سقف ... شیشه ها یکی پس از دیگری از شدت گرما می شکستند. باورم نمی شد که لحظات مملو از محبت و آرامش اینگونه به جو اضطراب و وحشت تبدیل شده باشد. با عجله بر روی آب و شیشه می دویدیم و آب می آوردیم. در آن لحظه فکر هر کداممان فقط محافظت از بقیه اعضای خانواده بود.

به هر بدبختی بود آتش خاموش شد. هنوز در گوشه و کنار شعله هایی کوچک دیده می شد. دود همه جا را فرا گرفته بود. بر روی دیوار اثر انفجار کوکتل مولوتوف به خوبی دیده می شد. همسایه ها نیز با صدای انفجار و شکستن شیشه ها بیرون آمده بودند و حیرت زده به شعله های آتش می نگریستند و از یکدیگر ماجرا را جویا می شدند. باورشان نمی شد. خرده شیشه های بطری کوکتل مولوتوف از شدت انفجار در عرض کوچه پراکنده شده بود و درب بطری و کیسه سیاه رنگی در کناری افتاده بود.

ساعت تقریبا نیمه شب بود. پلیس نیز پس از دقایقی رسید و علت ماجرا را جویا شده، گزارش خود را تنظیم کرد. فتیله ای که بر روی زمین افتاده، هنوز قرمز بود و بدون شعله می سوخت. جلوی خانه پر از شیشه بود. رعب و ترس در چهره همه مشاهده می شد. تمام خانه می توانست اسیر شعله های آتش شده باشد. هیچ کدام از اعضای خانواده احساس امنیت نمی کردند. هراس از دست دادن امنیت! در معرض انواع حوادث پیش بینی نشده قرار گرفتن؛ در جوی از ارعاب و وحشت، بی پناه و بی یاور بودن! همه این ها یک معنی دارد:مظلومیت! بهائی بودن و بهائی ماندن... فردا نامعلوم است!

 

 

برای دریافت فایل گزارش این اتفاق اینجا را کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 8:27 |
 

 

لایجه مجازات اسلامی؛

«فشار بر اقلیت های دینی قانونی می شود»

مهین گرجی

جامعه بهاييان ايران، با انتشار بيانيه ای از به خطر افتادن جان پيروان آيين بهاييت توسط جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده است.

در بيانيه اين جامعه با اشاره به تدوين قانون جديد مجازات اسلامی که هم اکنون در مجلس هفتم در دست بررسی است آمده که «اين لايحه اقليت های مذهبی از جمله بهائيان، يهوديان، مسيحيان و حتی پيروان دين زرتشت را در خارج از مرزهای جغرافيايی ايران، تحت تعقيب قرار داده و آنها را مجازات می کنند.»

خانم بانی دوگال، نماينده اصلی جامعه بين الملل بهايی در سازمان ملل، لايحه پيشنهادی مجازات اسلامی را بر خلاف تمامی موازين حقوق بشر و پيمان های جهانی خوانده که ايران آنها را پذيرفته و می گويد: « تصويب اين قانون، به حکومت و روحانيون اجازه خواهد داد تا با برخورداری از مصونيت قضايی، شهروندان ايران را به صرف اعتقادات مذهبی آنها تحت پيگيرد قرار دهند.»

قانونی کردن فشارها بر اقلیت های دینی؟

  • در بيانيه جامعه بهاییان ایران با اشاره به تدوين قانون جديد مجازات اسلامی که هم اکنون در مجلس هفتم در دست بررسی است آمده که «اين لايحه اقليت های مذهبی از جمله بهائيان، يهوديان، مسيحيان و حتی پيروان دين زرتشت را در خارج از مرزهای جغرافيايی ايران، تحت تعقيب قرار داده و آنها را مجازات می کنند.»

اعلام خبر بررسی لايحه جديد مجازات اسلامی همزمان شده است با انتشار گزارش فعالان حقوق بشر درباره تشديد فشارهای جمهوری اسلامی بر پيروان آيين بهاييت در ايران و اخراج آنها از دانشگاهها و مدارس و ايجاد محدوديت های شغلی برای اين اقليت مذهبی، که اتحاديه اروپا را نيز به واکنش وا داشته است.

در اين باره، دکتر ديميتريج روپل، رييس اسلوانيايی اين اتحاديه گفته است که اتحاديه اروپا از وخيم شدن وضعيت اقليت های قومی، دينی در ايران به شدت نگران اند.

ديان علايی، نماينده بهاييان در سازمان ملل به راديو فردا می گويد: «آنچه که موجب نگرانی آنها شده بدعت قانونی کردن فشارها بر پيروان اقليت های مذهبی در جمهوری اسلامی است.»

خانم علايی می افزايد: «تا به حال در ايران، موضوع اديان و آزادی مذهب آن طور که باشد وجود نداشت و برای خيلی ها هم تا به حال به عنوان مرتد حکم صادر شده است، اما در قانون ايران بی سابقه است که بخواهند برای فرد مرتد قانون وضع کنند که البته اين نشان می دهد جمهوری اسلامی قدم ديگری را عليه آزادی اديان برداشته است.»

در سال های اخير، بسياری از ايرانيان با خروج از دين اسلام، به اديان ديگر از جمله دين زرتشت و مسيحيت گرويده اند، کاری که براساس فقه اسلامی، مجازات آن مرگ است ولی تاکنون قانون مکتوبی در این زمینه وجود نداشت.

عبدالکريم لاهيجی، حقوقدان در پاريس می گويد که با لايحه جديد مجازات اسلامی همه چيز وجهه قانونی می گيرد.

آقای لاهيجی که در عين حال نايب رييس فدراسيون بين المللی جوامع حقوق بشر را بر عهده دارد درباره تاثير اين قانون بر وضعيت بهائيان در ايران می گويد: «تا به حال رويه دادگاه های جمهوری اسلامی در مساله ارتداد اين بود که بر اساس فتوی (آيت الله) خمينی حکم صادر می کردند اما حالا همين فتوی را تبديل به قانون کرده اند يعنی درست در همان چارچوبی که در رساله ايشان مطرح است.»

وی افزود:« جالب اين است که اين لايحه می گويد مجازات حدی را که در نظر می گيرند برای فرد مرتد، نه قابل تعديل است و نه قابل تحصيص و نه تعطيل می شود. به عبارتی، قانون قاضی را مجبور می کند که فقط يک حکم صادر کند و نمی تواند بگويد که مثلا حکم با مقتضيات زمان قابل تطبيق نيست، بنابر اين اجرايش نمی کنيم و نه می تواند برای فرد حکم حبس صادر کند.»

قانون فعلی مجازات اسلامی مورد استناد دستگاه قضايی جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۶۰ به تصويب رسيده است اما اين بحث همچنان مطرح است که چه ضرورتی دولت جمهوری اسلامی را به فکر تجديد نظر در اين قانون انداخته است.

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 8:25 |
  سه بهائی دیگر دستگیر شدند

 سه بهائی دیگر دستگیر شدند ...

 

 

آقايان ايرج امینی، تورج اميني و پیمان عمویی در صبح روز يكشنبه مورخ 19/12/1386 توسط ماموران امنيتي حكومت اسلامي دستگير شده اند.

 

طبق خبرهای رسیده در صبح روز نوزده اسفند ماه، شش نفر مامور مسلح وارد محل کار آقای تورج و ایرج امینی شده و ایشان را دستگیر کرده اند و موسسه ی آموزش کامپیوتری را که ایشان در آن مشغول به کار بودند را پلمب نمودند.

 

سپس به خانه ی هر دوی ایشان رفته و تمامی کتابهای ایشان را توقیف کرده و تمامی خانه را مورد بازرسی قرار داده اند. وقتی مامورین به خانه ی آقای تورج امینی وارد می شوند، خانم آقای تورج امینی به ایشان می گوید که بیماری ام.اس دارد و امکان حمله ی ام. اس در آن زمان بسیار زیاد می باشد اما مامورین با بی اعتنایی وارد خانه شده و تمامی خانه را بازرسی نمودند.

 

منزل آقای ایرج امینی را نیز مورد بازرسی قرار دادند ولی عجیب آن است که در ابتدا برای ورود به هیچ یک از خانه ها حکمی به همراه نیاورده بودند اما پس از اصرار، مامورین بازگشته و با حکم برای بازرسی خانه برگشته اند.

 

قرار است در روز 20 اسفند ماه پس از تشکیل دادگاهیدادگاه انقلاب، وضعیت ایشانمشخص شود .

 

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 8:13 |
 نقض آشکار حقوق بشر در پيش‌نويس يک لايحه قانونى در ايران

نقض آشکار حقوق بشر در پيش‌نويس يک لايحه قانونى در ايران

نيويورک
۲۲ فوريه ۲۰۰۸ برابر با ۳ اسفند ۱۳۸۶
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

مجلس ايران لايحه‌اى را تحت بررسى دارد که مواردى از نقض جدى حقوق بشر را نهادينه خواهد کرد، مواردى که نه تنها بهائيان بلکه ديگران را حتى در بيرون از کشور در معرض خطر قرار خواهد داد.

بيشترين نگرانى مربوط به بخشى از اين قانون است که مجازات کسى را که از اسلام به ديانت ديگرى گرايش پيدا کند مرگ تعيين می‌کند. اين تعبير نه فقط بهائيان بلکه يهوديان و مسيحيان و غیره را نيز شامل مى‌شود.

بانى دوگال، نماينده اصلى جامعه بين المللى بهائى در سازمان ملل متحد، گفت: "لايحه پيشنهادى برخلاف تمام موازين و ضوابط حقوق بشر و پيمان هائى است که ايران نيز آنها را پذيرفته است."

"لازم است جامعه بين المللى اکنون، تا فرصت باقی است و قبل از آن كه اين پيش نويس به قانون ايران تبديل گردد، به آن اعتراض کند."

قانون پيشنهادى در عين حال دامنه اختيارات حکومت را در آنچه اخلال در امنيت ملى مى خواند به بيرون از کشور بسط مى دهد و به اعمال تبعيض هائى که در حال حاضر به طور گسترده بر عليه بهائيان و ديگران صورت مى گيرد جنبه قانونى مى دهد. اين قانون تعريفى چنان مبهم از بعضى جرائم "مذهبى" و غير آن ارائه مى کند که مى تواند تقريبا هر گروهى را که مورد تاييد حکومت نباشد در معرض اتهام قرار دهد.

خانم دوگال گفت: "اگر اين قانون تصويب شود، به حکومت و روحانيون اجازه خواهد داد تا با برخوردارى ازمصونيت قضائى، شهروندان ايران را به صرف اعتقادات مذهبى آنها تحت پيگرد قرار دهند. این کار اهانتی است نه تنها به مردم ايران بلکه به تمام مدافعان اصول حقوق بشر در جهان."

به گفته خانم دوگال، بخش تازۀ اين لايحه در باره تغيير دين–به عنوان ارتداد– بخصوص بسيار شدید است، بدين معنى که نحوه نگارش آن مجازات اعدام را براى هرکس که از اسلام به ديانت ديگرى رو بياورد و بلافاصله توبه نکند الزام آور مى کند.

"در متن پيشنهادى کلمه 'حد' آمده، بمعنای‌ آنکه اعدام، مجازات قطعى تعيين شده براى اين جرم است و قابل تغيير، تبديل و يا نقض نيست." به گفته خانم دوگال: "در گذشته احکام اعدام در مورد ارتداد صادر و البته اجرا هم شده بود، اما هرگز در متن قانون نوشته نشده بود."

خانم دوگال گفت: "بر اساس اين قانون، پيروان هر دينى غیر از اسلام که در موقع انعقاد نطفه‌شان يکى از والدين آنها مسلمان بوده، مرتد ‌شناخته می‌شود. در نتيجه اگر، به عنوان مثال، فرزند يک مسلمان و يک مسيحى ديانت مسيحى را اختيار کند بر اساس مفاد اين قانون مرتد و مجازات او اعدام است."

بخش نگران کننده ديگرى از اين لايحه قوانين "امنيت" کشور را به بيرون از ايران تعميم داده و کسانى را که در خارج از کشور هستند در برابر حکومت آسيب پذير مى‌کند.

"ظاهراً ايران تنها به تعقيب کسانى که آنها را مخالف مى‌شناسد در داخل کشور راضى نيست." به گفته خانم دوگال بر اساس ماده ۱۱۲ قانون پيشنهادى "اقدام عليه حکومت، استقلال، امنيت داخلى و خارجى و تماميت ارضى کشور جمهورى اسلامى ايران" از مصاديق جرم هستند.

خانم دوگال افزود: "از آنجا که مفهوم 'امنيت' در قانون تعريف نشده، هر اقدامى را مى‌توان به عملى بر عليه آن تعبير کرد. در واقع تا به حال بسيارى از بهائيان در ايران به اتهام کاذب فعاليت عليه امنيت کشور متهم شده اند."

"اگر اين قانون جديد کيفرى به تصويب برسد ايرانيان بهائى –و ديگران– در سراسر عالم به خاطر فعاليت هائى که مغاير با امنيت ايران تلقى شود در معرض اتهام قرار مى گيرند."

به گفته خانم دوگال ابهام اين قانون در تعريف "توهين به مقدسات" و جرائم ديگر نيز مجوزى براى حکومت خواهد بود که بر عليه هر گروهى که مورد تأييدش نيست وارد عمل شود. "اين قانون شامل ماده‌هایى است که به ارتکاب جرائم و تبهکار نا مشخّص در قانون ارجاع شده و نيز ماده‌هایی که به 'مفسد فى الارض' مى پردازد."

خانم دوگال گفت: "اين قانون براى کسانى که 'سب النبى' کرده باشند مجازات اعدام تعيين کرده است. اينگونه ملاحظات در قانون بسيارى از گروه ها از جمله بهائيان را در موقعيتى بسيار آسيب پذير قرار مى دهد چون 'سب' يا توهين به پيامبر، خصوصاً وقتى اعتقادات مذهبى مطرح باشد، مى تواند به هر مفهومى اطلاق شود."

در تحول ديگرى در همين زمينه ریاست اتحاديه اروپا اخيراً "نگرانى جدى" خود را از "وضعيت رو به وخامت" جامعه بهائى در ايران ابراز کرد.

ریاست اتحاديه اروپا در بیانیه‌ای بتاریخ ۷ فوریه ۲۰۰۸بیان داشت که "اتحاديه اروپا نگرانى عميق خود را از وخيم‌تر شدن وضعيت اقليت‌هاى قومى و دينى در ايران و بخصوص وضعيت بهائيان ابراز مى کند."

"اتحاديه اروپا نگران تبعيض و آزار مداوم و برنامه ريزى شده علیه بهائيان در ايران از جمله اخراج دانشجويان و محصلين دبيرستانى، محدوديت اشتغال و تبليغات ضد بهائى در رسانه هاى ايران است."

http://www.bahai.org/persian/persecution/newsreleases/22-02-08 




DRAFT IRANIAN LAW THREATENS GROSS HUMAN RIGHTS VIOLATIONS

NEW YORK, 22 February 2008 (BWNS) -- The Iranian Parliament is considering legislation that would institutionalize a series of gross human rights violations, affecting not only Baha'is but many others, even outside of Iran, the Baha'i International Community said today.

Of greatest concern is a section that would mandate the death penalty for anyone who converts from Islam to another religion, a provision that would affect not only Baha'is but also Christians, Jews, and others.

"This proposed law goes against all human rights norms and standards, including international treaties that Iran itself has agreed to," said Bani Dugal, the principal representative of the Baha'i International Community to the United Nations.

"It is important for the international community to speak out, now, before it is too late and the draft code becomes Iran's law of the land."

The proposed law also would extend the government's reach over alleged security violations outside the country, give legal effect to discriminatory practices already in wide use against Baha'is and others, and redefine a series of "religious" and other crimes so vaguely as to place in jeopardy virtually any group facing government disapproval.

"If adopted, the code will permit the government and the clergy to act with impunity against Iran's citizens on the sole basis of their religious affiliation," said Ms. Dugal. "This is not only an affront to the people of Iran; it is an offense to all who seek to uphold fundamental human rights."

Ms. Dugal said the new section on religious conversion -- defined as apostasy -- is especially severe, in that its language mandates the death penalty for anyone who converts from Islam to another religion and does not immediately recant.

"The text uses the word Hadd, meaning that it explicitly sets death as a fixed punishment that cannot be changed, reduced or annulled," said Ms. Dugal. "In the past, the death penalty has been handed down -- and also carried out -- in apostasy cases, but it has never before been set down in law.

"The law also extends to naming as apostate any follower of a religion other than Islam who had one parent who was a Muslim at the time of his or her conception. Thus, for instance, the child of a Muslim and a Christian who chooses to adopt the Christian faith would be considered an apostate under the terms of the law and therefore subject to execution," Ms. Dugal said.

Another troubling section of the proposed code would extend "security" laws outside the country, exposing those outside Iran to the government's reach.

"Iran is apparently not content with targeting those it considers its opponents only within its borders," said Ms. Dugal, explaining that Article 112 of the proposed code refers to actions "against the government, the independence and the internal and external security of the country."

"Since the notion of 'security' is not defined in the law, any action can be qualified as such," Ms. Dugal said. "Indeed, many Iranian Baha'is have been falsely accused of activities against the security of the state.

"If the new penal code is adopted, Iranian Baha'is -- and others -- all over the world would likewise be liable for actions taken outside Iran that are considered contrary to Iran's security."

The code's vagueness with respect to "offending the sacred" and other crimes would give the government free license to act against any group it disapproves of, said Ms. Dugal.  "The code includes articles that refer to the commission of unspecified crimes or felonies, as well as articles referring to those guilty of 'corruption and mischief on the earth,'" she said.

"It would also institute capital punishment for anyone who 'insults the Prophet,'"
Ms. Dugal explained. "Such provisions place many groups, including Baha'is, in an extremely vulnerable position, since an 'insult' to the Prophet can be defined in almost any context, especially where religious belief is concerned."

In related developments, the president of the European Union recently expressed "serious concern" over the "deteriorating situation" of the Baha'i community in Iran.

"The EU expresses its serious concern at the worsening situation of ethnic and religious minorities in Iran, in particular to the plight of the Baha'i," said Dr. Dimitrij Rupel of Slovenia, the president of the EU.

"The EU is concerned about the ongoing systematic discrimination and harassment of Baha'is in Iran, including the expulsion of university and high school students, restrictions on employment and anti-Baha'i propaganda campaigns in the Iranian media."





To view the photos and additional features click here:
http://news.bahai.org

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 23:16 |
 وضعیت هولناک بهائیان ایران

 

http://www.metimes.com/International/2008/02/11/dire_situation_for_irans_bahais/2651/

وضعیت هولناک بهائیان ایران

استفانی کارنز (میدل‌ایست تایمز)

11 فوریه 2008

 

علیرغم صلای مدافعان حقوق بشر و دول غربی، تقریباً نیم میلیون ایرانی، اعضاء جامعهء بهائی، به نحوی سازمان یافته در معرض تضییقات و حرکت‌‎های ایذائی قرار دارند.

مجمع عمومی سازمان ملل متّحد در تاریخ 19 دسامبر 2007، در مورد وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران "ابراز نگرانی" نمود و به طور اخصّ به استمرار تضییقات نسبت به اعضاء جامعهء بهائی اشاره کرد.

این اوّلین اظهار نگرانی بین‌المللی نیست و اوّلین مرتبه‌ای نیز نیست که جمهوری اسلامی ایران به علّت نقض سازمان یافتهء حقوق اقلّیت‌ها محکوم می‌شود.

قطعنامهء اخیر، که به پیشنهاد کانادا مطرح گردید و نهایتاً با 73 رأی موافق در مقابل 53 رأی مخالف و 55 رأی ممتنع به تصویب رسید، بیستمین دفعه از سال 1985 است که سازمان ملل متّحد با تصریح جمعیت بهائی، ابراز نگرانی می‌کند. بنا به گفتهء ایرون اِمِل، مسئول بهائی حقوق بشر دفتر امور خارجی محفل روحانی ملّی بهائیان ایالات متّحده، پارلمان اروپا و نیز کنگرهء امریکا قطعنامه‌های مشابهی را تصویب نموده طالب رفع تضییات و تبعیض مبتنی بر زمینه‌های مذهبی شده‌اند.

در حالی که منشأ امر بهائی، معتقد به برابری و انسان‎دوستی، کشوری است که اینک جمهوری اسلامی ایران شده، اعضاء جامعهء دینی مزبور از زمان تأسیس جمهوری تحت قانون اساسی 1979 اسلامی با اذیت و آزار مواجه شده‌اند.

حکومت ایران مدّعی است که جمعیت بهائی فرقه‌ای سیاسی است و جامعه‌ای دینی نیست و در نتیجه مرتدّ محسوب می‌شود. اگرچه حقوق بعضی گروه‎های اقلّیت، از قبیل مسیحیان و زرتشتیان، طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی صریحاً محفوظ است، امّا جمعیت بهائی، که بنا به برآورد وزارت خارجهء ایالات متّحده، در میان جمعیت اکثراً مسلمان، قریب 000ر300 تا 000ر350 نفر است، از هیچ حقّی برخوردار نیست.

موقف غیر اهل ذمّهء بهائیان تبعیض بدون توجیه در نظام حقوقی ایران را تسهیل می‌نماید. دادگاه‌های ایران بهائیان را از حقّ جبران یا حمایت در مقابل حملات، قتل و سایر اَشکال اذیت و آزار علیه آنها محروم کرده‌اند. بنا به گفتهء اِمِل، این دادگاه‌ها تثبیت کرده‌اند که شهروندان ایرانی که به قتل یا مجروح کردن بهائیان بپردازند از جبران خسارت و قصاص معافند زیرا قربانی آنها "کفّار غیر اهلّ ذمّه" هستند.

طبق گزارش سالانهء وزارت خارجه از آزادی بین‌المللی دینی، حکومت ایران از موادّ 500 و 698 قانون جزای اسلامی، که به ترتیب مرتبط با فعّالیت‌های علیه دولت و انتشار اکاذیب است، برای توجیه خشونت خود علیه جمعیت بهائی استفاده می‌کند.

قطعنامهء سازمان ملل متّحد "حملات علیه بهائیان و اعتقاد دینی آنها در رسانه‌های تحت حمایت مالی دولت و افزایش شواهد دالّ بر مجهودات دولتی برای شناسایی و نظارت بر بهائیان و ممانعت بهائیان از ورود به دانشگاه و تأمین اقتصادی خود" را صریحاً تصدیق و محکوم می‌نماید و در مورد افزایش بارز در تعداد دستگیری‌های خودسرانه و بازداشت بدون تشریفات لازم ابراز نگرانی می‌نماید.

رَوَند رو به رشد در جهت نقض غیرقانونی و هدفمند حقوق بشر صریحاً در نوامبر 2007 مشهود و معلوم گردید؛ در این تاریخ سه بهائی در شیراز، ابتدا توسّط وزارت اطّلاعات بازداشت و سپس بدون محاکمه زندانی شدند. بنا به گفتهء دیان علائی، نمایندهء جامعهء بین‌المللی بهائی در ژنو، زندانیان در زمان دستگیری مشغول کمک به کودکان محروم بودند. مساعی آنها نهایتاً توسّط اولیاء حکومت ایران به عنوان "جرائم مرتبط با امنیت کشور" قلمداد گردید.

وزارت امور خارجه و نیز عفو بین‌الملل با صدور بیانیه‌های اخیر به محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، توصیه کردند رویداد مزبور را مورد بررسی و تحقیق کامل قرار دهد و اگر جرائم آشکار کیفری مرتکب نشده‌اند آنها را آزاد کند. امّا تا کنون به این تقاضاها اعتنایی نشده است.

فعّالان حقوق بشر می‌گویند، ماهیت وخیم وضعیت مزبور مستلزم جوابی حسّاس از سوی جامعهء بین‌المللی است

|+| نوشته شده توسط Mahsheed در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 0:17 |